یک سال پیش یه همچنین روزی مراسم عروسی مون بودچه قدر برنامه ریخته بودیم چقدر این ور اون ور رفتیم و هماهنگ کردیم که همه چی عالی باشه چقدر حرص خوردیم از دست فامیل که ساز مخالف زدن و نیامدن چقدر استرس داشتیم که همه چی خوب باشه و کسی مریض نشه چقدر دعا کردیم که عروسیمون خاطره خوش بشه برا هممونچقدر حسامون